فقط دارم تماشا می کنم - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 1:54
فقط دارم تماشا می کنم... آدم از یک جایی به بعد، دیگر خودش را به در و دیوار نمی کوبد، از هر چه هست و نیست شاکی نمیشود، از آدم ها فاصله نمی گیرد، از هیچ کس، دیگر متنفر نمیشود.دیگر گریه نمیکند، غصه نمی خورد، از حرف کسی نمی رنجد.دیگر شعر نمیخواند، موسیقی گوش نمیدهد، به کسی زنگ نمی زند، کسی هم به او زنگ ...
دلم آروم بگیر - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 1:54
دلم آروم بگیر.. خیره بودم به ترک های دیوار و با خودم مرور می کردم سرنوشت تلخ دیوار را ، که پایی ندارد برای دویدن ، دستی ندارد برای گرفتن و عشقی ندارد برای خواستن ، اما به اندازه ی تمام نداشته هایش شانه های پهن و عریضی دارد برای تکیه دادن ، گریستن و آرام شدن .دیوار خوب می فهمد فلسفه ی ناگزیرِ ماندن ر...
دلم خواست منم..‌‌هعی روله - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 1:54
دلم خواست منم..‌‌هعی روله دلم کمی تفاوت میخواهد....کمی شعر....کمی حال و هوای شاعرانه...یک کافه ی دنج و یک قهوه ی تلخ....از همان قهوه های تلخی که صورت را مچاله و طبع شاعرانه ی یار را بیدار میکند....دلم کمی زمزمه های درگوشی به وقت دلبری میخواهد....از همان زمزمه هایی که از جان یار رخت بربسته و دل و قلم...
بیزارم از حال امروزم - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 1:54
بیزارم از حال امروزم اولین باری که دلت میشکنه، اولین باری که یه تلخی رو توی زندگیت مزه می کنی، اولین باری که با درد آشنا میشی...فریاد میزنی، حال بدت رو به همه نشون میدی، درون و بیرونت با هم آوار میشه، به غریبه و آشنا متوسل میشی واسه درد دل کردن و آروم شدن...تهش اینه که هربار توی آینه ضعیف ترین موجود...
برای او که باید باشد ولی نیست - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 1:54
همه مان نیاز داشتیم به یک نفر ؛ یکی که در مقابلش بایستیم ، بغضمان را از دریچه ی چشمانمان بیرون بریزیم و صادقانه اعتراف کنیم که ؛ خوب نیستیم ! که کم آورده ایم ! مدتهاست که کم آورده ایم ... کسی نبود و ما اشکی نریختیم ، نقابِ لبخند زدیم و تظاهر کردیم که همه چیز خوب است ... ما خودمان و اشک هایمان را انک...
سوءتفاهم - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 1:54
سوءتفاهم شاید تلخ ترین کلمه تاریخ باشد وقتی دوستت دارم و خیال میکنم تو هم مرا دوست داری اما پشت آن غرور دلربای مردانه ات پنهانش کرده ای.... سوءتفاهم این روزها شاید تلخ ترین واقعیت جامعه باشد.... وقتی خیال میکنم تو هم مثل من دلتنگی... یا تو هم متن پروفایلت را برای من گذاشته ای ! سوءتفاهم به ظاهر فقط ...
کاش بشه گفت... - تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 3:49
"دنیا از نگفتن خرابه! حرفتونو بزنید، قبل از اینکه دیر بشه.... کاش منم بتونم حرفمو بزنم..
سوءتفاهم... - تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 3:49
سوءتفاهم شایدتلخ ترین کلمه تاریخ باشدوقتی دوستت دارمو خیال میکنم تو هم مرا دوست داریاما پشت آن غرور دلربای مردانه ات پنهانش کرده ای....سوءتفاهماین روزها شاید تلخ ترین واقعیت جامعه باشد....وقتی خیال میکنم تو هم مثل من دلتنگی...یا تو هم متن پروفایلت را برای من گذاشته ای !سوءتفاهمبه ظاهرفقط یک کلمه است...
زمان چقدر زود میگذره.... - تاریخ: 1400/7/17 ساعت: 23:05
سلام ...یه سلام اسفندی متفاوت نفس گیر....امروز ۲۵ اسفند ۹۸ فهمیدم زندگیو خیلی به خودم سخت گرفتم ....تو این ۲۵ روز فهمیدم تن سالم یعنی چی...فهمیدم چه نعمتی بود وقتی دلم میگرفت تنهایی راه رفتن تو خیابو
برگشتی دوباره... - تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 11:01
سلام... من برگشتم، داغون تر از قبل.... تاریخ آخرین پستمو که دیدم اشکام دیگه امون نداد، من اینجارو به چی فروختم....خیال می کردم دور بودن بهتره ولی نبود.... یه چیزی برام خیلی جالب بود من آذر رفتم ولی آذرم برگشتم.. خدایا به امید تو .... سلام دوستای گلم، پوزش به خاطر تموم نبودنام....
هعی... - تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 11:01
من هیچوقت از گم شدن نترسیدم من از پیدا نشدن میترسم! بچه که بودم، برای اینکه بفهمم کیا دوستم دارن میرفتم یه گوشه قایم میشدم و صدام در نمیومد؛ انقدر اونجا میموندم تا که خسته میشدم و خودم از پناهگاهم بیر
زن ها... - تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 11:01
تمام زن ها یک مریم درون دارند مریمی مهربان و زیبا. مثل پنجه ی آفتاب. این معصومه ها همگی زمانی یک گوشه از اتاق نشسته و ساعت ها عروسکی را روی پا خواباندند عروسکی که هیچ گاه مهم نبوده پدرش کیست کجاست و
بُریدم، خیالت راحت..... - تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 11:01
♡ گاهی باید دست های خودت را بگیری، اشک های روحت را پاک کنی و دست نوازش بکشی روی دلتنگی هایت.. مرهم زخم های خودت باشی، گوش بشوی تا حرفهای دلت را خودت بشنوی، زبان بشوی برای گفتنِ سکوتِ تلخ جان و تنت...
خوشبحال اوناییکه روزی هزار بار نمیمیرن.. - تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 11:01
بعضی رفتنا هستن که بد تموم میکنن مارو؛ میدونی چی میخوام بگم؟؟؟ میخوام بگم بعضی اومدنا میشه خوده نفسِ توسینه که وقتی رفتنی شن میشن همون کیسه اکسیژن کنار تخت که تو نبودنشون روزی چن بار میمیری، و من دارم میگم خوشبحال اوناییکه اومدنای زندگیشون موندنین؛ دیدنین، حس شدنین؛ میفهمی چی میگم؟؟؟ دارم میگم خوشبح...
شونه مردونه - تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 11:01
داشتم فکر میکردم... هیچ مهم نیست که قد یه مرد یک و نود باشه یا یک و هفتاد یا هرچی!چاق و لاغر و یهکم زشتتر و یهذره خوشگلتر وبی ریش و با ریشش هم مهم نیست!مهم هم نیست اینکه چقدر جذاب و دخترکُشه و د
آدم ها ماندن بلد نیستند...زود میروند.... - تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 11:01
میخواستم باب سلیقه ی اوباشم جوری شدم که او دوست داشت تمامم را طبق میل اوتغییردادم و او رفت.. به همین سادگی که مینویسم ومیخوانید! من ماندم و آدمی عجیب که سلیقه ی هیچ بنی بشری نیست! شما را جان عزیزتان برای هیچکس،خودتان راتغییر ندهید سلیقه ای اگرباشد، لااقل باب سلیقه ی خودتان عوض شوید، که اگر دنیا هم ش...
مثل خودم نیستم - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 0:24
آدم ها گاهی میشکنند...ولی این طوری نیست که شکستنشان صدای تِق داشته باشد...و همه بفهمند که فلانی...فلان روز...فلان جا شکست!...شکستن آدمها را شاید فقط بشود دیـد...از خندههای یهویی شان که وسط جمع
نمی دونم کجایه زندگیــمم - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 0:24
زندگیه دیگه.گاهی خسته ت میکنهخیلی خسته ت میکنه،اونقد که دوس داری خودکارتو بذاری لای صفحات زندگیت وُیه مدت بری سراغ خودت؛هیچ کاری نکنی، هیچکیو نبینی، با هیچکی حرف نزنی، حتی نفسم نکشی.اما مشکل اینجاستبعد که برمیگردیمیبینی یه نفر خودکارو از لای کتابِ زندگیت بیرون کشیدهو تو هم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی....
یه قاصدکـ - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 0:24
از دیدنش ذوق کردمگفتم حتما خدا به این قاصدک سپرده تو دام عنکبوت بیوفتهتا من بیام ،ببینمش،ذوق کنم،بگیرمش تو دستم و آرزو کنم!دستمو دراز کردم سمت قاصدک اما یادم اومد تو کل دنیا یه آرزو دارم.یه آرزویی که میدونم اهل برآورده شدن نیست.از قاصدک دست کشیدم .چرا بیخود راهیه راهی کنمش که حاصلش فقط دلمردگی قاصدک...
تنهایی آدمــــو کم طاقت میکنه... - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 0:24
تنهایی آدم رو کمطاقت میکنه. دلتنگی از یه آدم تنها، موجودی غمگین و بیمنطق میسازه. یه وقتایی بین این همه آدم غریبه و آشنا، به این محتاجیم که حضور کسی رو کنار خودمون حس کنیم؛کسی که شنوندهی بهانهها